تاریخ انتشار: ۱۴:۲۶ - ۲۷ فروردين ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

غنی سازی یا هرمز؟ | جنگ چگونه میدان تقابل ایران و امریکا را تغییر داد؟

تحلیل رویداد‌های اخیر نشان می‌دهد درگیری ایران و آمریکا دیگر قابل تقلیل به پرونده هسته‌ای نیست. تنگه هرمز به مرکز صحنه آمده است؛ جایی که ایران بخشی از بازدارندگی ازدست‌رفته را با اهرم هرمز جایگزین کرده و آمریکا در پی خارج کردن این اهرم از دست تهران است.

تنگه هرمز

رویداد۲۴| هانی صباغان: این درگیری را دیگر نمی‌شود فقط به پرونده هسته‌ای تقلیل داد. آنچه در این مقطع به مرکز صحنه آمده، تنگه هرمز است؛ جایی که عملاً به میدان اصلی کشمکش تبدیل شده. تقریباً همه روایت‌ها با وجود تفاوت در زاویه دید روی یک نقطه هم‌گرا هستند: ایران بعد از ضربات نظامی، بخشی از بازدارندگی ازدست‌رفته‌اش را با اهرم هرمز جایگزین کرده، و آمریکا حالا دقیقاً همان اهرم را هدف گرفته تا از دست تهران خارجش کند. اختلاف دیگر فقط بر سر غنی‌سازی نیست؛ بر سر این است که چه کسی قواعد عبور، امنیت و حتی منافع اقتصادی این گلوگاه را تعیین می‌کند.

راهبرد آمریکا، دست‌کم بر اساس همین مجموعه، تغییر ماهیت داده، اما تغییر مسیر نه. همان الگوی «فشار-مذاکره» حفظ شده، اما در سطحی خشن‌تر و ملموس‌تر. پیشنهاد توقف بلندمدت غنی‌سازی، مطالبه خروج اورانیوم با غنای بالا، خروج نماینده آمریکا از مذاکرات و هم‌زمان تشدید فشار دریایی، همه در یک راستا قرار می‌گیرند: تحمیل یک نظم جدید. در این چارچوب، مذاکره دیگر ابزار حل اختلاف نیست، بلکه بخشی از یک چرخه فرسایشی است؛ وقفه‌ای برای تنظیم فشار بعدی. حتی تمدید آتش‌بس هم بیشتر به خرید زمان می‌ماند تا نشانه‌ای از نزدیک شدن به توافق.

در سوی دیگر، برخلاف برخی برآورد‌های اولیه، ساختار تصمیم‌گیری در ایران فرو نریخته. تهران توانسته با وجود ضربات جدی صحنه بازی را تغییر دهد و وزن تقابل را از میدان نظامی به اقتصاد جهانی منتقل کند. استفاده از ناامنی کنترل‌شده در مسیر‌های دریایی، بالا بردن ریسک بیمه و اختلال در جریان تجارت، بدون بستن کامل تنگه، دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است. این یعنی ایران دیگر دنبال پیروزی کلاسیک نیست؛ دنبال بالا بردن هزینه برای طرف مقابل است. با این حال، این اهرم هم محدودیت دارد. اگر تهران بیش از حد روی غنی‌سازی پافشاری کند، ممکن است اجماع بیشتری علیه خود شکل دهد و همان مزیت هرمز را هم به‌تدریج فرسوده کند.

نقش اسرائیل در این میان بیشتر شتاب‌دهنده است تا تعیین‌کننده مسیر نهایی. نشانه‌ها حاکی از آن است که تل‌آویو نگران پایان زودهنگام درگیری و رسیدن به یک توافق محدود است. برای همین، فشار برای آغاز دور تازه‌ای از عملیات پیش از تثبیت هر آتش‌بس یا توافق—قابل درک می‌شود. اسرائیل این جنگ را هنوز ناتمام می‌بیند و ترجیح می‌دهد توازن به‌طور کامل‌تر به زیان ایران تغییر کند، حتی اگر این به معنای ادامه درگیری باشد.

در عین حال، یک عامل مهم دیگر را نمی‌شود نادیده گرفت: بی‌ثباتی در خودِ تصمیم‌گیری آمریکا، واشنگتن هم‌زمان چند هدف را دنبال می‌کند نمایش قدرت، رسیدن به توافق، پرهیز از جنگ طولانی و حتی کسب منفعت اقتصادی از کنترل مسیر‌های حیاتی. این چندگانگی، هم فرصت ایجاد می‌کند و هم ریسک. از یک‌سو، ممکن است باعث نوسان و تناقض در سیاست‌ها شود؛ از سوی دیگر، می‌تواند به تصمیم‌های ناگهانی و پرهزینه منجر شود. در چنین شرایطی، پیش‌بینی‌پذیری طرف آمریکایی کاهش پیدا می‌کند، و همین، خود به یک متغیر مستقل در بحران تبدیل می‌شود.

نه نشانه‌ای از یک پیروزی دیده می‌شود، نه زمینه‌ای برای یک توافق بزرگ و پایدار. آنچه شکل گرفته، یک تقابل فرسایشی چندلایه است: فشار اقتصادی، تهدید نظامی، مذاکره مقطعی و آماده‌باش برای دور بعدی درگیری، هم‌زمان در جریان‌اند. گره اصلی هم همچنان هرمز است؛ جایی که ایران آن را به ابزار بقا و امتیاز تبدیل کرده و آمریکا در پی بی‌اثر کردن یا مصادره آن است. در این میان، آتش‌بس بیشتر شبیه یک مکث ناپایدار است وقفه‌ای کوتاه در میانه مسیری که هنوز به نقطه تعیین‌کننده نرسیده است.

در این مقطع، نه نشانه‌ای از بازگشت فوری به یک جنگ گسترده دیده می‌شود و نه زمینه‌ای برای رسیدن به یک توافق پایدار شکل گرفته است. آنچه بیشتر به چشم می‌آید، تداوم یک وضعیت فرسایشی است که در آن فشار اقتصادی و محاصره دریایی در کنار مذاکره‌های مقطعی پیش می‌روند. به نظر می‌رسد واشنگتن فعلاً ترجیح داده بدون ورود به یک درگیری پرهزینه، از همین مسیر اهرم تنگه هرمز را از دست ایران خارج کند و در عین حال کانال دیپلماسی را باز نگه دارد. در چنین شرایطی، اگر هم حمله‌ای رخ دهد، احتمالاً محدود و هدفمند خواهد بود؛ ضربه‌ای برای تغییر موازنه پیش از دور بعدی مذاکرات، نه آغاز یک جنگ تمام‌عیار. با این حال، این وضعیت ذاتاً ناپایدار است. هر خطای محاسباتی از درگیری مستقیم در دریا گرفته تا تلاش یک‌جانبه برای تغییر قواعد عبور در هرمز می‌تواند به‌سرعت سطح تنش را بالا ببرد. در نتیجه، چشم‌انداز پیش‌رو بیشتر به یک دوره طولانی از فشار، آزمون و چانه‌زنی شباهت دارد تا مسیری روشن به‌سوی جنگ یا صلح.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما